صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)
258
معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)
رَسُولًا « 1 » ؛ ذكر در اين جا صفت پيامبر ( ص ) است ، چنان كه كلمه ، صفت عيسى ( ع ) است ؛ از آن حيث كه در كتابهاى پيش به او بشارت داده شده است ؛ و سخن او رسول و بدل از اوست . و ذكر در آيهء فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ « 2 » ؛ و وَ لَقَدْ كَتَبْنا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ « 3 » ؛ همان وحى به طور كلى و كتابهاى پيشين به طور خاصى است . راغب همچنين مىگويد : ذكر از فراموشى مثل آيهء فَإِنِّي نَسِيتُ الْحُوتَ وَ ما أَنْسانِيهُ إِلَّا الشَّيْطانُ أَنْ أَذْكُرَهُ « 4 » . و ذكر به قلب و زبان با هم در آيهء فَاذْكُرُوا اللَّهَ كَذِكْرِكُمْ آباءَكُمْ أَوْ أَشَدَّ ذِكْراً « 5 » ؛ فَاذْكُرُوا اللَّهَ عِنْدَ الْمَشْعَرِ الْحَرامِ « 6 » ، و وَ اذْكُرُوهُ كَما هَداكُمْ « 7 » . شايد از دقيقترين معانى ذكر همان وجود باشد ؛ يعنى حضور دائم به ذات و صفت . راغب به اين معنا در آيهء هَلْ أَتى عَلَى الْإِنْسانِ حِينٌ مِنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُنْ شَيْئاً مَذْكُوراً « 8 » ؛ اشاره كرده است . او مىگويد : « يعنى چيزى به ذات خود موجود نبوده ؛ هر چند در علم خداوند موجود بوده است . » و هر چه ذكر نزد ذاكر مخلوق افزون گردد ، نسبت حضور و وجود هم افزون مىگردد و اين جا اسبابى پنهان و روابطى مىيابيم كه از دور اشارهاى بين ذكر و نظريّهء شناخت دارد . تحقيق اين امر براى كسى كه خواستار تفضيل است ، مشكل نخواهد بود . مثل اين مطلب را مىتوان در آيهء أَ وَ لا يَذْكُرُ الْإِنْسانُ أَنَّا خَلَقْناهُ مِنْ قَبْلُ « 9 » ؛ در نظر بگيريم . و در كنار جنبهء معناى تذكّر در آيه ، معناى تدبّر و تأمّل هم آشكار مىگردد ؛ و دور بودن از غفلت و عناد تنها بازگشت به انديشهورزى و تعقّل است . راغب هنگام ذكر اين آيه تنها به اين بسنده كرده است : « يعنى آيا منكر بعث ، خلقت آغازين خود را به ياد نمىآورد تا به واسطهء آن به
--> ( 1 ) - طلاق ( 65 ) آيات 10 و 11 : راستى كه خدا سوى شما تذكارى فروفرستاده است : پيامبرى . . . . ( 2 ) - انبياء ( 21 ) آيهء 7 : از پژوهندگان كتابهاى آسمانى بپرسيد . ( 3 ) - همان ، آيهء 105 : و در حقيقت ، در زبور پس از تورات نوشتيم . ( 4 ) - كهف ( 18 ) آيهء 63 : من ماهى را فراموش كردم و جز شيطان ، [ كسى ] آن را از ياد من نبرد ، تا به يادش باشم . ( 5 ) - بقره ( 2 ) آيهء 200 : همان گونه كه پدران خود را به ياد مىآوريد ، يا با يادكردنى بيشتر ، خدا را به ياد آوريد . ( 6 و 7 ) - همان ، آيهء 198 : خدا را در مشعر الحرام ياد كنيد ؛ و يادش كنيد ، كه شما را فرا راه آورد . ( 8 ) - انسان ( 76 ) آيهء 1 : آيا انسان را آن هنگام از روزگار [ به ياد ] آيد كه چيزى درخور يادكرد نبود . ( 9 ) - مريم ( 19 ) آيهء 67 : آيا انسان به ياد نمىآورد كه ما او را قبلا آفريدهايم .